يهويي دلم گرفت! وقتي هستي هيچ نقشي نداره،خيلي نامرديه که اين همه نقش به من دادن! من آخه ظرفيتشو دارم؟ يه کم عصبانيم،چون بلاتکليفم!نميدونم کدوم نقشم رو بايد روش وقت بذارم، دلم پرپر ميزنه واسه ي .......اين يکي پيش خودم ميمونه! واسه اون چيزي که دلم براش پرپر ميزنه يه عمري بايد صبر کنم،و جالب اينجاست به خيلي چيزا ميرسم ولي به ايني که دلم براش پرپر ميزنه نميرسم![]()
آخش! يه کم سبک شدم،ميرم بخوابم ديگه،هنوز دارم به اون کنايه اي که زدم فکر ميکنم،گاهي خون جلو چشمم و ميگيرم و دلم ميخواست سرش محکم به يه سنگ ميخورد و ميمرد![]()
به جرم بي ستارگي ، شب همه شب به سادگي ، کشته شدم زنده شدم ، ستاره چين تو شدم
اي تو هميشه سفري ، از همه ام بي خبري ، من که به کوچه مي زدم ، خانه نشين تو شدم
خانه نشين تو شدم
دلم نمي خواد ناراحت باشي، من تو رو دوست دارم و مهم نيست که هر کس هر اشتباهي کرده . تو چرا فکر ميکني بايد جوابگوي خرابکاري هاي اونا باشي، دقيقا همون دفه که بدون بچه ها اومدم پيشت، يه ناراحتي رو تو صورتت ديدم و همش هم ميگي اينجا راحتي ولي انگار نيستي ، درست حدس زدم مگه نه؟! خسته اي از آدماي بيخود و دلت ميخواد اونارو نه ببيني و نه اصلا به تورشون بيوفتي،دلت يه بهشت بدون نامرد ميخواد، منم همينطور! ولي فکر نکنم پيدا کنيم، فعلا که با هم هستيم و همين واسه من بهشته !![]()
راستي من خيلي خوشحال شدم که آب راه گرفت تو خونمون، آخه آب روشناييه و يادته که خوابي که زياد ميبينم اين بود که تموم خونه رو آب برداشته بود، اين دفه ديگه خواب نبود، اولش يه کم نگرانه وسايل خونه بودم و ترسيدم که بيشتر بشه، ولي بعد يادم افتاد که دل به دل راه داره(دل منو بارون)![]()
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا تو سینه ی منه
توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام
پشت این پنجره میشینم و آواز میخونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون میمونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره
منم عاشقترم انگار وقتی بارون میباره
بعضی وقتا که میایی سر روی شونم میذاری
تموم غصه ها رو از دلم بر میداری
اما این فقط یه خوابه،خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
سایه ی قد تو پیداست اون سوی شیشه ی در
دست من داره میلرزه روی دستگیره ی در